بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
406
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
پيوسته است و آلت سپرز در جذب سودا از جگر آلت جگر اندر دفع سودا از خويش و بيرون فرستادن اين منفذ باشد و منفذ ديگر از باطن سپرز بمعده پيوسته است و سودا كه جهت تحريك اشتها بفم معده برمىآيد بدين منفذ بمعده آيد و اللّه اعلم و اما سپرز امراض و اسباب و علامات و معالجات اينها يرقان سياه سبب اين يا سده باشد كه واقع شود در منفذى كه سودا از جگر بسپرز مىآيد و بدان جهت سودا بمقر خود نتواند رسيدن و با خون در اعضا منتشر گردد و طبيعت آن را بخارج بدن اندازد و با سدهء باشد كه واقع شود در منفذى كه سودا از سپرز بازگردد و با خون در عروق مختلط گشته در اعضا منتشر شود و باشد كه اين سده از ورمى بود كه در جگر با سپرز واقع شود يا در عضوى مجاور افتد و گذر را بگيرد و يا ضعفى باشد كه در قوت جاذبه سپرز واقع شود و سودا را نتواند كشيدن از جگر و مع ذلك در دافعه جگر نيز قصورى باشد و بدان جهت سودا بازماند و منتشر گردد چنانچه گفته شد و يا غلبهء تولد سودا بود در جگر بواسطهء حرارت آن و سوخته شدن صفرا و يا بواسطهء غلبه برودت آن و فسرده شدن خون در جگر و مستحيل گشتن آن بسودا و بدين جهت از دعاى خود فاضل آيد و منتشر گردد و اين قسم چهارم بدترين اقسام باشد و اغلب با صفرا مركب بود و باشد كه از غلبهء خوردن چيزهاى سوداانگيز باشد و تولد كند و بعضى از ان با خون در بدن منتشر گردد و اين نوع اسلم باشد و گاه بود كه سمى بنوعى وارد شود بر بدن و بالخاصية بعض مواد را مستحيل بسودا گرداند و طبيعت آن را بخارج دفع كند و باشد كه از بحران مرض سوداوى افتد علامت آنچه سبب سابق آن شده باشد در مجرائى كه ميان جگر و سپرز است سقوط اشتها بتدريج با دلائل مطلق شده بران دلالت كند و آنچه از ورم افتد همان دليل بود و گاهى تپ هم باشد و آنچه از ضعف جگر و سپرز افتد و سبب آن ضعف ورم آنها باشد عدم دلائل آفات آنها و علامات سوء المزاجات بدان اجتهاد كند و مع ذلك رنگ تن بسيار سياه باشد و اشتها كم و بول سياه كدر بود و براز هم بسياهى مائل باشد و آنچه از گرمى جگر افتد و علامت سوء المزاج كبد و تپ و ميل رنگ تن از سياهى بزردى و رنگ بول از سياهى بسرخى در روشنى و ليكن در آفتاب از سرخى بزردى مائل بود و سلامتى طحال بدان گواهى دهد و آنچه از برودت كبد علامت سوء المزاج بارد كبد و كمى بون مواد تن و بول و براز و نبودن حرارت و ضعف معده بدان اجتهاد كند و آنچه از غلبهء تدابير سوداانگيز افتد سبقت آنها با عدم دلائل ديگر بران دال باشد و سمى و بحرانى را به قدر